« hidden god | صفحه‌ی اصلی | از تعبد در دین تا تعبد در فلسفه »

بوی رمضان و مساله‌ی مناسک


نمی‌دانم چرا امسال زودتر دل‌ام هوای رمضان کرده است. پنج‌شنبه شبی است. فایل صوتی ربنای شجریان را گذاشته‌ام و پشت کامپیوتر چمباتمه زده‌ام. واااااااااااای چه نوایی است این ربنای شجریان. اگر وحی را به قول شبستری ازجنس کلام به کلّی دیگر و گشوده شدن به پیامی بگیریم، نوای شجریان برای من از جنس وحی است؛ نوای دیگری هم از نواهای ماه رمضان برای من همین‌گونه است: همان گل‌گویه‌ی مولوی که پیش از ربنا از رادیو می‌گذارند: این دهان بستی دهانی باز شد/تا خورنده‌ی لقمه‌های راز شد.
یکی از عزیزترین دوستان‌ام، که اکنون متّصف به صفت دل‌شکسته‌گی نیز گشته است، امیر مهدی حکیمی عزیز، فردا شب، عازم سرزمین مکّه است.
[ربنای چهار دقیقه‌ای شجریان مدام تمام می‌شود و دوباره می‌گذارم‌اش]
امروز با خود فکر می‌کردم حتی اگر محمد (درود) از «جایی» برانگیخته (مبعوث) نشده باشد، بازهم مرد حکیم و هوشمندی بود و یا به قول دکتر سروش، «بنده‌ی بختیار خداوند» بود. چرا؟ دست کم به این دلیل که به فراست در یافته بود که باید برای گوهر ایمانی که پیش نهاده است، مناسکی دست و پا کند و اتفاقا بر این مناسک تاکید کند. زیرا این مناسک هم مایه‌ی قوام اجتماعی دین‌اش است و به پیروان او هویت جدیدی می‌بخشد و هم خاصّان را یاری می‌رساند که گوهر ایمان خود را هر روزه و هر ساله با تکرار مناسک نو کنند: نو کردن ایمان. این دریافت را نه به عنوان کسی که دو دستی به مناسک دینی چسبیده است می‌گویم بلکه به عنوان کسی می‌گویم که اتفاقا تجربه‌ی نگریستن از بیرون به تجربه‌ی زیستنِ توام با رعایت مناسک دینی نیز داشته است.
هفته‌ی گذشته توفیق چند دیدار با دوست نازنین، فاضل و متواضع محمد رضا جلایی پور عزیز و همسر شاعر پیشه و مهربان‌اش در مشهد رخ داد. محمد رضا را به جلسه‌ی ملکیان‌خوانی هم بردم. در انتهای جلسه، محمد رضا نکته‌ی جالبی گفت که به شاخک‌های ذهن من گیر کرد (مسئولیت نقل این مطلب بر عهده‌ی من است و ممکن است نتوانم مطلب او را به درستی در این‌جا واگویه کنم) می‌گفت از نظر جامعه‌شناختی ترک دین‌داری و مناسک دینی، عموما منجر به ضعیف شدن همان چیزهایی می‌شود که روشنفکران غیر دینیِ معنویت‌گرا (مانند ملکیان) به دنبال تقویت آن اند. یادم آمد که ملکیان باری در مشهد در جلسه‌ای بر این نکته تاکید کرده بود که نحوه‌ای منسک برای انسان معنوی لازم است.
رمضان و حج، به نزدیک من از منسک نماز مهم‌تر اند (شریعتی روزگاری پیشنهاد کرده بود که حج جزو اصول دین باشد و نه فروع آن) که این آخری هر روزه چند بار تکرار می‌شود اما رمضان سالی یک بار و حج شاید عمری یک بار.
رمضان را انتظار می‌کشم حتی اگر مانند سال‌های قبل به دلیل ضعف شدید بینایی و منع اطبّا، نتوانم تمام ماه را روضه بگیرم.
در این ماه بنا دارم بیش از/به جای آن‌که «قرآن» بخوانم، «درباره‌ی قرآن» بخوانم و خصوصا کارهای ایزوتسو و درآمدی به تاریخ قرآن ریچارد بل با بازنویسی مونتگمری وات و نیز مضامین مشترک قرآن و انجیل و مانند این‌ها.
همین. 

 

مطالب مرتبط

در سوز ساز

حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»

اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!

عاشورا: روایت چل‌تکه

مقصد: عاشورای امجد

زین پس چو نباشیم...

اطلب الرفیق ولو بالسایبر

به باد ده سر و دستار عالمی

آن‌چزها که آرام‌ام می‌کند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی

که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟

بازی شب یلدا با تاخیر

شین مثل برهان شر: میم مثل مادر

پیر خرابات و لطف دائم‌اش

گاهی آن‌کس که حقیقت را می‌گوید بی‌شرف است(؟)

خزانِ آرزو و باز هم برهان شر

کام‌ام از تلخی غم چون طنز گشت

درباره‌ی خدایگان خواب و مطالعه

فربه‌تر از فردید

دیدار دوم با مهدی جامی

میرزاوزیری و یک شب خوب

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/2511

نظرها

حرفت دلنشین بود. اگه وقت شد فکر کردن به بخشیدن ما رو هم بذار تو برنامت.

بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
کلیه ی حقوق این کشف محفوظ و متعلق به آ سیدیاسر میردامادی ی خراسانی است:

«رمضان و حج، به نزدیک من از منسک نماز مهم‌تر اند»

ادامه:
لطفاً بیوگرافی و تصویر آقای محمود امجد را در اختیار خوانندگان قرار بده.
من الان در
http://library.tebyan.net/books1/3460.htm?numPage=8
مطلبی راجع به
«مصاحبه حجةالاسلام والمسلمين استاد شيخ محمود امجد
حجة الاسلام استاد شيخ محمود امجد به سال 1318 هـ.ش . در خانوادهاى روحانى در شهر «كرمانشاه»
پیدا کردم. آیا همو است که دوست و استاد شماست؟

آره داداش! من هم از اول شعبان رمضانی شدم و هی ربنا گوش می‌دهم. به داریوش هم می‌گفتم که خدا حفظش کند اگر ربنا را در طربستان نمی‌گنجاند؛ اینترنت ایرانی چیزی کم داشت!
نگاهی هم به کتاب تورات، انجیل، قرآن و علم، اثر بوکای بی‌انداز، بدک نیست!

سلام!
والّا من در اینکارتا در قسمت عکسهایش سرچ کردم life. یکی از نتایجی که آمد، عکسی بود که در مقاله ی جدید وبلاگم گذاشتم. اگر دانشجویان داخل عکس، همه پسر بودند، یا همه دختر بودند، یا هم دختر بودند و هم پسر بودند، برای من فرقی نمی کرد. البته مگر این که جلف و مستهجن می بود. وجداناً من چیز زشتی در عکس درک نکردم. ولی با توجه به این که هم تو و هم امیرعباس و هم مازاریان، طعنه ای نثار بنده کردید، بنده احساس می کنم بهتر بود این عکس را در وبلاگم نمی گذاشتم.

سه دختر و یک پسر نشسته اند و دارند پیتزا می خورند. شاید چون من گرایشی به دیدن عکسها و فیلمهای مستند غربی (و کلاً نقاط مختلف دنیا) دارم، با دیدن این عکس کمی هیجان زده شدم.

ما کی شما را تفسیر فرویدی فرمودیم؟!

قربانت.

سلام... مطلب باحالي بود... با اين چنباتمه خيلي انس گرفتم!

روحم را تازه کردید، ولی فکر نمی‌کنید جمله‌ي «که این آخری هر روزه چند بار تکرار می‌شود اما رمضان سالی یک بار و حج شاید عمری یک بار. » اندکی مغلطه‌آمیز است؟

با سلام ، این ایام که اخیر بعد از فترتی چند ماهه دو باره مشغول خواندن مطالبت هستم ،برایم منشا خیر شده. مطلبی که در مورد ساز استاد لطفی و... نوشته بودی من را علاقه مند به شنیدن کارهای ایشان کرده.چند روز پیش هم در جلسه نقد کتاب (( روی ماه خداوند راببوس)) به یاد آن داستانی که (اونامونو)نوشته بود افتادم و ذکر خیری هم از مطلبی که شما درباره آن نوشته بودی کردم.مطلب اخیرت را هم خواندم. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که خدا به همسر بزرگوارت صبر بدهد!!!

از این زیبا تر و روشن تر ...!

اين همون محمدرضا جلالي‌پور رتبه يك كنكور و پسر حميدرضا است؟

به نمازی: نفهمیدم چرا بانو به من صبر بدهد؟
به خانم زهرا: بله همان فرد است.

تصحیح: نفهمیدم چرا خدا به بانوی من صبر بدهد.

http://www.parsfootball.com
/news/8708.html

جناب یاسر! از لطفتون ممنونم؛ باید بیشتر فکر کنم، به هر حال مخلصیم.
در ضمن من به شما لینک دادم، ایرادی که ندارد؟

سلام! فعلاً صلاح است از تفسیرات فرویدی ام عقب بنشینم!
در
http://toguie.blogfa.com/post-26.aspx
از تو سرقت فرموده اند!

سلام . . . و شاید این زود هنگامی بدین دلیل باشد که اکنون بیش از هر زمان و تنک تر از هر زمان داری به معیشت و معاش آن گونه که فلاسفه اش می کویند نزدیک می شوی و این روح می داند که شاید آخرین روزهایی باشد که می تواند تنها و . . .بی هیچ کس پای نوائی بنشیند و گاه بگرید و گاه فغان کند و گاه جیغ برکشد . . . به راستی این زندگی بدین کونه که زنان من و تو قرب و محبت می خوانندش برای ماها زجری بیش نیست . . .از دست دادن آن همه آزادی و آن همه حریت را عزا گرفته ام . . .و به این عزا این زود هنگام شدن تو به رمضان نیز بی ربط نیست . . . برای تمام روزهائی که باید خودمان را پشت چهره ای ساختگی و ناخود بودگی پنهان کنیم تا این روزمره ی پوچ بگذرد برای تو نیز چون خود متاسفم . . . و آه . . .

سلام
عیدنیمهء شعبان برشما دوست عزیز مبارک باد.

salam ... ayyam mobarak bashad enshaellah

ramazan pish roo niz shirin bad barayat

بیا به " تو گویی..." .

با سلام و تبریک دهه مبارک مهدویت
اتفاقامن هم خیلی دلم برای ماه مبارک تنگ شده...
موفق باشی و یا علی مدد

ساموعلیکم. یه چی یادم اومد و اون اینکه شاید قرآن تمام حقیقت نباشه ولی به نظرم میاد حداقل از بقیه حقیقت تره! اگه نمتونیم عقلانی بودن همه گزاره هاشو تک به تک ثابت کنیم حداقل تا حالا بطور جدی به خلافش هم بر نخوردیم یا این احتمال وجود داره که روح گزاره رو دریافت نکرده باشیم. اما این به عنوان مثال در مسیحیت صادق نبوده و ما عملا به مصادیق تعارض علم و دین بر میخوریم.
بعد یه اتفاق جالبی هم افتاده که من اینو به فال نیک میگیرم! موضوعی که تو پست بهش اشاره کردین فکر من رو هم چند وقتی بود که به خودش مشغول کرده بود و یکی از موضوعاتیه که من تو پست اخیرمم بطور کاملا تصادفی ازش نوشتم!
نوکریم.
رفیق حسین احمدیان

ــ محمد نورالهی: «انتخاب مستقیم رهبر هم منع شرعی دارد هم منع عقلی» (در مکاتبه با بنده، با ادله ی مفصل).
ــ عین جواب حسینعلی منتظری به سؤال بنده:
«انتخاب مستقیم رهبر توسط مردم هیچ منع شرعی یا عقلی ندارد. همانگونه که مردم بدون نیاز به مجلس خبرگان، مرجع تقلید خود را شناسائی و انتخاب می کنند، می توانند به طور مستقیم و بدون نیاز به خبرگانی که با یک واسطه منتسب به رهبری می باشند، رهبر را شناسائی و انتخاب کنند. 12/6/1386»

درود بر شما،

از اشاره‌های قرآن به "مراحل تکامل ِ جنین"
http://evangelic.blogfa.com/post-45.aspx

بدرود و پیروز باشید

چه خوب نوشته بودید

نظر بدهيد